رویایی که شعله‌ور می‌شود بخش پایانی

سالها گذشت. سال ۱۳۸۷ در پروژه‌ای در شهر صدار، به عنوان نماینده‌ی مشاور مشغول کار بودم. به دلیل وسعت پروژه، پیمانکار، کارهای موضوع پیمان خود را به صورت مقاطعه‌کاری، به پیمانکاران جزء واگذار کرده بود. یکی از آنها، جوانی بود به نام آقای مهندس «ب». خلاصه اینکه با آقای «ب» تقریبا دوست شدم.
یک روز حین گفتگو، از او پرسیدم بغیر اینجا، جای دیگری هم مشغول است؟ گفت بله. در یک ساختمان واقع در خیابان رودکی، به عنوان پیمانکار آرماتوربند/قالب‌بند مشغول است. پرسیدم کدام ساختمان؟ گفت: ساختمان هتل فلان. گفتم آیا کارفرما آقای «س» است؟ با تعجب پاسخ داد: بله. آیا او را می‌شناسی؟
داستان آقای مهندس «س» و خلاصه‌ای از شرح تخلفاتش را که پیشتر با آن آشنا بودم، برایش تعریف کردم. آقای «ب» با خونسردی و حالتی پیروزمندانه گفت: باید بیایی و پروژه‌ی هتلی را که من کار می‌کنم، که متعلق به همان آقای «س» است، ببینی!!
سازه‌ی مورد بحث هم مانند آنچه که من تجربه کرده بودم، بر اساس طرح تفصیلی شهر شیراز، برای تعداد طبقات مشخص و زیربنای مشخص، مجوز گرفته بود. به مرور، کارفرما با ارتباطات خاص و بچه مافیاگونه، اقدام به اخذ مجوز برای تراکم/طبقات بیشتر کرده بود. سرانجام ارتفاع سازه بگونه‌ای زیاد می‌شود که بخش یا بخش‌هایی از هتل، به مجموعه‌ی کریم خانی مشرف می‌گردد.
اگر اخبار را دنبال کرده باشید می‌دانید که چندی پیش، این موضوع سر و صدای اندکی به پا کرد. زیرا اگر سر و صدای زیادی بلند شده بود، مشکلات امروز را نداشتیم! کار تا آنجا بالا گرفت که خطر حذف میراث کریم خانی از فهرست آثار یونسکو به گوش می‌رسید. ظاهرا هنوز این خطر هم وجود دارد.
اما ماجرا به همینجا ختم نمی‌شود. آقای «س» و سایر متخلفان صنعت ساختمان سازی، از همان ابتدا میدانند که قرار است در پروژه‌ی خود تخلف کنند. بسته به اینکه حجم و ابعاد تخلف چقدر باشد، به همان اندازه به منابع مالی/انسانی بیشتری هم نیاز دارند. منابع مالی که به یاری خدا تامین هستند همیشه. قسمت آسان ماجرا اما، تامین منابع انسانی‌ست.
چطور؟ کارفرمای متخلف، در انتخاب مجموعه‌ی مهندسین به شدت دقت می‌کند. تلاش می‌کند تا آنها را بصورت ویژه‌ای گزینش نماید. مثلا دوست متخلف ما، کاملا آگاهانه، مهندس طراح سازه را انتخاب کرده بود. چرا؟ تا با استفاده از نفوذ وی، بتواند تخلفات خود را از طریق منابع مالی که قبلا تامین کرده بود، حلال کند! علاوه، شخص گزینش شده می‌بایست علاوه بر نفوذ، مقداری هم مورچه داشته باشد تا در مواقع لزوم، بکند و بریزد!
آنچه را که آقای «ب» برایم تعریف می‌کرد، نمی‌توانستم باور کنم. از او خواستم تا روزی که خودش آنجا حاضر است، مرا هم با خود ببرد. جمعه‌ی هفته‌ی آینده قرار گذاشتیم.
جمعه رسید و به ساختمان رفتم. آنچه را می‌دیدم، باور نمی‌کردم.
آقای «س» پس از مدتی، اقدام به اخذ مجوز برای طبقات اضافی می‌کند و ظاهرا همواره احدی از آحاد مسئول، دست رد به سینه‌ی ایشان نزده. گواه این مطلب، تعداد طبقات تخلف شده‌ی ایشان است. اما موضوع کلیدی اینکه حتی خود آقای «س» هم فکرش را نمی‌کرده که بتواند تا این حد تخلف کند. مثلا با خودش فکر کرده که مجوز ۸ طبقه می‌گیرم، مثلا ۶ طبقه‌ی دیگر هم بعدا مجوز خواهم گرفت در قالب ۳ تا دو طبقه!
اما پس از اینکه مجوز آن ۶ طبقه را هم گرفته، شانس خود را آزموده و دست از تلاش بر نداشته. دوباره برای دریافت طبقات بیشتر اقدام کرده، دوباره با او موافقت شده، دوباره اقدام، دوباره موافقت و ...
خب، در این میان، نکته این است که چون آقای «س» خود را حتی در کابوسهای شبانه‌اش هم تا این اندازه خوشبخت نمی‌دیده، اصلا به فکر پیش بینی این تعداد طبقه نبوده است. اما از شانس خوبش، در تامین منابع انسانی پروژه، خوب عمل کرده بوده است.
هر بار که طبقه‌ای مجوز می‌گرفته، به مهندس طراح سازه، آقای «م» مراجعه می‌کرده. آقای «م» هم یک ورق تقویتی به تعدادی از المانهای سازه اضافه می‌کرده. به قول آقای «ب» برخی از ستونها شده بودند شبیه فنر کامیون. دیده‌اید فنر خودروهای سنگین چگونه است؟ لایه لایه؟
و این حلقه‌ی معیوب آنقدر تکرار شده بوده که دیگر جایی برای اضافه کردن ورق تقویتی جدید باقی نمانده بود.
صاحب آن هتل و این هتل و حداقل یک هتل دیگر که من شخصا اطلاع دارم، همه یک نفر است، آقای «س».
مهندس محاسب هتل دوم، سالها در بالاترین سمت‌های مدیریتی در سطح استان، مشغول به کار بوده‌اند. امروز نمی‌دانم وضعیتش چطور است.
اگر روزی شنیدید یا خواندید که فلان ساختمان فرو ریخت، فلان مجموعه دچار حریق شد و ... و تعدادی انسان جان یا مال خود را از دست دادند، بدانید و آگاه باشید که تخلفات شهرخواری، ساخت و ساز، تجاوز و تعارض به حقوق شهروندان، از آنچه که تصور می‌کنید، به شما نزدیک‌تر است.
در کوچه و بازار، مردمانی که افرادی چون «س»ها، حق و حقوقشان را ضایع کرده‌اند، این روزها نگران از دست رفتن میلیاردها سرمایه‌ی او هستند. برای زالوهایی چون «س» دلتان نسوزد. هر کس، هر جا حق و حقوق طبیعت و کائنات را نپردازد، بی تردید چندین برابر آن را، باز خواهد پرداخت. یکی از روشهای دم دستی برای طبیعت، آتش است.
 
پی‌نوشت:
از بیان نام افراد و اشخاص خودداری کرده‌ام. اما با قدری تامل، چنانچه علاقمند باشید، می‌توانید متوجه شوید که در آن سالها، مسئولین شهر چه کسانی و در چه سمت‌هایی بوده‌اند.
حد کمال و نهایی فهم آقای «م» که خیلی خویشتن‌داری کردم نام او را به طور کامل بیان نکنم، همین اضافه کردن ورق تقویتی بوده است. ایشان سوادشان در حد صفر کلوین است. اما در سمتهای مدیریتی‌شان، خیلی توانا هستند، خیلی!
 
کار در منزل
به اطراف خود نگاه کنید. به محله‌ی خود نگاه کنید. حداقل یک مورد تخلف منجر به آسیب رساندن به جان انسان‌ها را، ناشی از ساخت و ساز غیر اصولی و غیر حرفه‌ای، بیان کنید.

مقالات مرتبط

برچسب‌ها: نوشته های روزانه
آدرس کوتاه:
توجه، محتویات این وب سایت به زودی آرشیو خواهند شد.